
ازخود رفته ام و جسدم چمدان منست...
ادامه مطلب
به چه اعتبارست وقتی حرف بادهواست وقتی عشق نقاب چهره ماست هرچه گویم درحد حرف هرچه میکوشم مث دانه برف به که گویم وقتی همه گوش ها گوشواره گشتند زینت تنها می بخشند دلم نه گیرست ونه چهره ام دلگیر هم ازخودم که اسیرم سیرسیرهستم...
ادامه مطلب
آدمھا خاطِرات مُشترِڪشاﻥرا ازخاطرمےبرند…و بہ خاطر نمےآورند :-نانﻭنَمڪے راڪہ باهم خورده اند…-قسم هایےراڪہ براےِهم خوردهﺍند…-و غُصِہ هایے راڪہ دوراز هَم خوردهﺍند…… دردلم تمنای دیدارگلیست آرزوی شهد پرانی پروانه ایست دلم نوای بلبل میخواهد دلم عطرافشانی زنبورهای عسل می خواهد چشمانت لبانت دیدارت آرزوست ...
ادامه مطلب